على محمدى خراسانى

362

شرح مكاسب (فارسى)

نقل و انتقال حاصل شود و انشاء او آلت و وسيله‌اى براى نيل به اين منظور است . ولى انگيزهء مكره از انشاء بيع آن نيست كه مضمون صيغه يعنى نقل و انتقال و ملكيّت در خارج محقّق شود و واقعا راضى به اين كار نيست ، بلكه انگيزه‌اش رفع اكراه و تهديد است و براى رسيدن به اين هدف مىگويد : بعت يا طلّقت و . . . و بالجمله از لحاظ قصد مدلول فرقى نيست ، از لحاظ طيب نفس و عدم آن فرق است كه مختار آن را دارد و مكره فاقد آن است . پس آنها كه مىگويند : مكره فقط لفظ را قصد دارد منظورشان اينست كه : انگيزهء او از اين انشاء تمليك رفع اكراه است نه وقوع خارجى تمليك و تملّك . و قصد انشاء دواعى گوناگون دارد [ همانند امر كه به قصد انشاء به كار مىرود و در طلب انشائى استعمال مىشود ولى انگيزهء آمر از امرها مختلف است . ] : قوله : و هذا الذّى : در اين قسمت حدود نه يا ده شاهد مىآورند براى اينكه : مكره هم قصد انشاء و مدلول عقد را دارد و از اين حيث كمبودى ندارد : 1 - دقّت در معناى لغوى و عرفى اكراه : اكراه عبارتست از : حمل الغير على ما يكرهه يعنى ديگرى را به كارى كه ميل ندارد و نسبت به آن كراهت دارد وادار كردن . حال در ما نحن فيه مكره چه‌چيز را كراهت دارد ؟ صرف الفاظ بيع يا شراء را كه لقلقهء زبان است ؟ يا مفاد آنها را كه وقوع بيع در خارج باشد ؟ بلاشك نسبت به دوّمى كراهت دارد ، و اكراه يعنى همين پس مكره قصد معنى دارد و بر اين قصد اكراه صدق مىكند و بدون آن بحثى نيست . 2 - دقت در برخى از فروعات بيع مكره : مثلا يكى از فروعات اينست : بيع كسى كه به حق مكره شده باشد صحيح است . حال اگر مكره اصلا قصد مدلول